به نام خدا.سلام...
آدم احساس می کند که جریان زندگی مثل جریان رودخانه و هرآدمی یک قطره آب آن رودخانه است .خیلی اوقات بدون اینکه بفهمی با فشار قطرات دیگر به علاوه ی قوانین حرکتی و فیریکی ، در مسیری می افتی که تغییر آن حالت و رفتن به مسیر دلخواه بسیار دشوار است . ولی هر حرکتی تجربه ای را به آن قطره می آموزد که ممکن است در حرکات بعدی چنانچه هشیار باشد و بخواهد با فکر و نیروی خودش راه رود ، به کار آید . خیلی از آن قطره ها هم بی هیچ هدفی می روند و گاهی بنا به اتفاق به سنگی ،چیزی ، می خورند و بالا و پایین می روند و در کل بی هیچ هشیاری، یا فشار می آورند و یا زیر فشارند .
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت   توسط صادق
|
